خرید بک لینک
در رهگذر زمستان بودم که بهار چشمانت در نگاهم پیدا شد و چشمانم غرق نگاه بهاری تو شد. بی انتها بود مثل آبی دریا، زیبا بود مثل غروب خورشید و دلچسب بود مثل بوییدن گلهای مریم; سکوت همه فضای خالی وجودم را پر می کند کاش می شد این سکوت با پلک زدنهایت به پایان رسد. تو دریایی ترینی، آبی و آرام و بی پایان; ولی من موجی گرفتار اسیر دست طوفان هستم. قشنگترین ترانه ها، سبزترین بهارها، قرمزترین شادیها و مهربانترین گلها را تقدیمت می کنم. عاشقانه های من

برچسب: عاشقانه های من,عاشقانه های من و عشقم,عاشقانه های من و خدا,عاشقانه های من و همسرم,عاشقانه های من برای عشقم,عاشقانه های من وتو,عاشقانه های من و همسری,عاشقانه های من و مهدی,عاشقانه های من با خدا, نویسنده: سارا محبی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 7:04

بار الها! دلم می خواهد فرصتی یابم تا پیاله ی لاله را از شبنم احساس پر کنم و میهمان سجاده ی بنفشه ی صبح قشنگت شوم. با سنگ بهار کوزه ی غم دلم را بشکنم و با رنگین کمان گلهای دشت عشق عکسی به یادگاری بگیرم. می دانم که تنها بی نیاز تویی و من سخت نیازمند توأم، مرا در صف نیازمندان بپذیر و زلال مهرت را در نفسم جاری ساز. پروردگارا! می خواهم بگویم و بگذار بگویم که سرمست از عشق و محبت توأم. در خلوت خیالم، به همه ی جاده هایی که به نامت ختم می شود سفر کرده ام.می خواهم در نمازم، در سکوت مهتابیت پاک باشم و همه ی نگفته هایم را با تو بگویم و بر سجاده ات بوسه زنم. یا غفور! تنها در

برچسب: باغ معرفت,کوچه باغ معرفت, نویسنده: سارا محبی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 7:04

خدایا با آنکه عظیم نادانم، چقدر به من لطف می کنی. با آنکه زشتی کردارم آشکار است، چقدر با من مهربانی. خدایم....!!! چقدر تو به من نزدیکی و من از تو دورم و چقدر نسبت به من مهربانی، پس چیست که بین من و تو حجاب افکنده است؟؟؟ پروردگارا، از تغییر آثار و دگرگونی حالات نیک دانستم که خواسته ی تو در مورد من این است که خود را در همه چیز به من بنمایانی تا درباره ی هیچ چیز از تو غافل نگردم. خدایا، هر گاه گناهانم مرا گنگ گردانید، کرم تو زبان مرا گشود و هر گاه صفات ناپسندم مأیوسم ساخت، الطاف بی پایانت مرا به طمع واداشت. خدایا، آنکس که زیباییهایش در حقیقت زشتی است، چگونه زش

برچسب: خدایا کمکم کن,خدایا دلم گرفته,خدایا شکرت,خدایا خسته ام,خدایا دوستت دارم,خدایا کجایی,خدایا چرا من,خدایا منو ببخش,خدایا خسته شدم,خدایا چیکار کنم, نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 7:43

یا ساتر فرقی نمیکند که کاری کرده باشم یا نه . فرقی نمیکند که دیگران پرونده ای از من سنگین تر داشته باشند یا سبک تر . وقتی عیبی ، خطایی ، خرده ای ، لغزشی از من ببینند ، همه عالم را خبر می کنند تحقیرم می کنند . زمینم می زنند . برای نگفتنش باج میخواهند. تهدیدم می کنند، روز وشب آدم را به هم می دوزند و همه را تاریک و سیاه میکنند. فرقی نمیکند که باشند گاه اسمشان دشمن است و گاهی دوست . گاه حتی برادر مثل برادران یوسف چاه نمی بینند برادران وگرنه کمتر از برادران یوسف و برادر رستم نیستند تو اما فرق می کنی وقتی سراغت می آیم ، انگار بچه ای باشم کوچک و نحیف و باران

برچسب: يا ساتر,ولیام نپستر یا ساترال, نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 5:51

صفحه بندی